طرح واره

واژه طرحواره در روانشناسی و به طور گسترده تر در حوزۀ شناختی، تاریخچه غنی و برجسته ای دارد. در حوزۀ رشد شناختی،  طرحواره را به صورت قالبی در نظر می گیرند که براساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. طرحواره، بازنمای انتزاعی خصوصیات متمایزکنندۀ یک واقعه است، به عبارت دیگر، طرحی کلی از عناصر برجستۀ یک واقعه را طرحواره می گویند. به طور کلی طرحواره به عنوان ساختار، قالب و یا چهارچوب تعریف می شود.

یکی از مفاهیم جدی و بنیادی حوزۀ روان درمانی، این است که بسیاری از طرحواره ها در اوایل زندگی شکل می گیرند، به حرکت خود ادامه می دهند و خودشان را به تجارب بعدی زندگی تحمیل می کنند. با این تعریف کلی، طرحواره می تواند مثبت یا منفی، سازگار یا ناسازگار باشد و همچنین می تواند در اوایل زندگی یا در سیر بعدی زندگی شکل بگیرند. بنابراین می توان طرح واره را به زبان ساده تر این طور تعریف کرد: ” طرحواره مجموعه ای از احساسات، تجارب ذهنی، باورها، خاطرات، افکار و حسهای بدنی است که در طول زندگی شکل می گیرند و در بزرگسالی نمایان می شوند.”

با توجه به تعریف اشاره شده، طرحواره های ناسازگار اولیه خصوصیات زیر را دارند:

  • الگوها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند .
  • از خاطرات، هیجان ها، شناختوار ­ها و احساسات بدنی شکل می گیرند .
  • در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند .
  • در سیر زندگی دوام دارند و برای بقاء خود می جنگند .
  • در بارۀ خود و رابطه با دیگران هستند .
  • به شدت ناکارآمد هستند .

سوسن محبوبی بغداداباد، کارشناسی ارشد روانشناسی

منبع: برداشت از کتاب طرحواره درمانی، نوشته جفری یانگ، ترجمه دکتر حسن حمید­پور